حال خوش این روزها با تو
سلام سلام صدتا سلام به پسر شیطون و بلای خودم مامان فدای اون قیافه ی شیطون و مهربونت بشه.از دسته گل جدیدت برات بگم که علاقه ی زیادی به پرتاب کردن اشیا پیدا کردی و هر چیزی رو که دم دستت باشه با جدیت هر چه تمام تر چنان پرتاب میکنی که امیدی به سالم موندنش نیست. اولین چیزی هم که شکوندیش کنترل tv بود که با یه شیرجه ناگهانی به سمتش از بالای کانتر آشپزخونه نقش زمینش کردی و ترکوندیش.دومین وسیله هم موبایل بیچاره ی مامان بود که از هم پکوندیش. دست شما درد نکنه چند روز پیش تو آشپزخونه مشغول شستن ظرف ها بودم که اومدی جلو و پاچه ی شلوارم و گرفتی.منم که تو حال و هوای خودم بودم اینقدر ترسیدم که یه جیغ بنفش زدم.توام که شکه شده بودی جیغ زدی ...







